محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2124

مرآة البلدان ( فارسى )

و چون از زمان كيخسرو تا اوان هردوت زياده از يك صد و كسرى سال گذشته و همين‌قدر فاصله داشته البته براى هردوت به خوبى ممكن بوده كه از حالات كيخسرو و سوانح و وقايع عهد و عصر اين پادشاه مطلع و مستحضر گردد . پس گفتار هردوت در وقايع مسطوره در ذيل سندى معتبر و قولى قابل اعتماد است . و همچنين اكتزياس طبيب يونانى كه چهل سال و كسرى بعد از هردوت به ايران آمده و در دربار يكى از سلاطين ايران كه موسوم به اردشير ( بهمن ) ثانى و از طايفهء كيخسرو است هفده سال طبيب خاصه بوده و فى الحقيقه باز با آن سوانح ، بعيد العهد نيست آنچه نگاشته درخور وثوق است . چنان‌كه در اين عصر و عهد معدلت مهد ، اگر جناب دكتر طولوزان حكيمباشى مخصوص حضور اعليحضرت شاهنشاهى دام ملكه بخواهد تاريخ سلسلهء جليلهء قاجاريه و اين طبقه سلاطين با عز و تمكين را بنگارد البته از جزئيات حالات مرحوم آقا محمد شاه قاجار طاب الله ثراه و حوادث زمان آن شهريار كثير الاقتدار مىتواند خبردار شد بر خلاف اگر قصد استطلاع از گزارش امور و حوادث سلاطين غزنوى و سامانى و غيرهم كه بالنسبه قدمتى دارند نمايد بىشبهه به اسنادى كه موجب تيقن باشد و بالصراحه از اعتبار آن سخن راند چندان نايل نخواهد آمد . پس از تمهيد اين مقدمه ، شروع به مقصود كرده گوئيم به عقيدهء هردوت و اكتزياس و تورات شريف و پلين « 1 » و آرين « 2 » و ژوستين « 3 » و پلوتارك « 4 » و اگزونوفون « 5 » و غيره و غيره اول پادشاهى كه از نژاد كيان و فارسيان در تمام ايران سلطنت كرده كيخسرو بوده است و مورخين مشار اليهم طبقات ديگر سلاطين از قبيل پيشداديان و ساير سلاطين قبل از كيخسرو را پادشاهان مد ( جبال ) مىدانند اگر چه آنها گاهى به پارس هم تحكم و تسلط داشته‌اند و اجداد كيخسرو كه سلاطين فارس بودند اغلب تبعيت آنها را مىكردند چنان‌كه بيايد و بعد از استيلاى كيخسرو به مملكت آستياژ جد امى خود كه پادشاه مدى بود و سابقا بدان اشاره نموديم ، يونانيان كيخسرو را پادشاه مد و پارس مىخوانند و از آن به بعد نيز سلاطين

--> ( 1 ) - Pline ( 2 ) - Arrien ( 3 ) - Justin ( 4 ) - Plutarque ( 5 ) - Xenophon